نه تو نمیتوانی من را نابود کنی
تو نمیتوانی مرا نابود کنی
حتی اگر تنت بوی غریبه ها را بدهد
حتی اگر هنوز چشمانت پر از نگاه انها باشد
نه من کورم نمیخواهم ببینم این علائم را
خراش ناخنی بلند بر پشتت لابد در هنگام اوج
چه خیال کرده ا ی من احمقم احمقی شاد
من نمیشنوم زمزمه های زنانه را از دریچه ی همراهت
من فقط نفسی بلند میکشم
اهسته میگویم انا انا نه نگذار
شاید روزی از دست بروم تمام شوم
اما قطعا دست تو در نابودی ام دخیل نیست
نه تو نمیتوانی مرا نابود کنی
حتی اگر لقمه های عیاشیت را به خانه بیاوری
نه تو نمیتوانی من را نابود کنی
فقط برای مدتی کوتاه
منو این کوچه ی تاریک و دراز قصه ی غصه ی من میشه یه راز
دراکولا و زن چشم سبز
و من در شعله ها ی خاموش گاز سوختم
welcome to new life
اخرین وضعیت رژیم 1
بله ترجمه ی این عبارت عجیب اینه من ۱۰ کیلو کم کردم و همچنان رزیمم سفت و سخت ادامه دارد و
اگر خدا بخواهد و سیستم بدنیم اجازه دهد دوست دارم تا شب عید ۴ کیلوی دیگر هم کم کنم
البته دروغ چر از شماپنهان نمیکنم که پول زیادی خرج کردم یعنی تمام مواد غذائی رژیممو خودم میخرم
دیگه هزینه های دکتر رفتو امد وغیره ذالک هم خودم میپردازم
و باید اعتراف کنم که هنوز هم افکار مزاحم ازارم میدهد بخصوص دردهای جسمی پنهان و اشکار به
سراغم می اید وداشتن نیمچه اطلاعات پزشکی باعث ورود هزاران تصور ناجور به ذهنم میشود که باید
عین پطروس انگشت دردناکم را به زور به سد سست مقابل این افکار بفشارم تا دیوارش ترک برنداردو
این سیل افکا رمنفی بنیان کن امیدهای تازه ام نشود .
البته خوب میدانم که باید به پزشک مراجعه کنم اما تا همین حد کافیست از این همه افکار تسلسل بار
درباره ی مرگ ونیستی واقعا بیزارم بهر جال سعی میکنم در این جنگ درونی سر افراز شوم بطور مثال
همین الان قفسه یسینم خیلی درد میکند و خوب یک نفس بلند ودوباره مینویسم که به دعای خیر
همه ی شما نیازمندم
امضا انا منفی ۱۰
اگر برای اولین بار اینجا امده ای لطفا سریع منو ترک نکن... من ا زکنار گذاشته شدن متنفرم میدانم که میگویی وای باز یک زن دیگر با مشکلاتش .... بمان من از مصاحبت غریبه ها لذت میبرم .... اگر داستان شینی که دیگر من نیستم حوصله ات را سر میبرد درخانه ی مجازی من چرخی بزن اینجا و انجا در پیوند های روزانه ام نامه هایی برایت نوشته ام ....