بالاخره خودم را افتان و خیزان به اینترنت رساندم
اه سلام منو ببخشید ( ایکون نفس بریدگی وسرفه) سلام دوستان عزیزم من اومدم خداوندا نمایش زن مطیع و خانگی حوشبختانه پایان گرفت و من این پست عجولانه را که مخصوص نیمه شبهاست برایتان میگذارم که بدانید دلتنگتان بودم ...بله همه جا یه ابر کوچک نامرئی خوشایند از یاد شما همراه من بود...مسخرس ولی یک جور احساس مسئولیت میکردم که به زور هم شده به خودم خوش بگذرانم به عوض ان همه پست های غم انگیزی که نوشتم و خواندید و خوب بعد از این هم مینویسم و نمیدانم باز هم میخوانید یا نه
البته غلو نمیکنم تقریبا ۵۰ درصد موفق شدم
و حالا شرایط وقوانینی که برای خودم گذاشتم
۱- با خودم عهد کردم که به هیچ خاطره ی غم انگیزی فکر نکنم تقریبا موفق شدم
۲- به شکنج به عنوان مرد زندگیم فکر نکنم بله ایشان احتمالا مرد خیر پولداری بودند که من را به همراه دخترم به یک سفر کوتاه میبردند و تصادفا پدر فرزندم بودند ولی هیچ نسبتی با من نداشتند
بنابراین چند فکر حذف شد دوست دختر داشتن ایشان به من مربوط نیست اس ام اس ها و تلفن های کوتاه به من ربطی ندارد و همچنین برانداز کردن دیگران ۳
۳- من فقط با مسیر زیبای سفرم اشناوهمخون بودم نگاه من بدون هیچ فکر اضافی تنها با رنگ های درخشان سبزو ابی طبیعت می امیخت و رنگ سیاه ناکامی های من باید حذف میشد
۰(یک نسخه ی کوتاه درمانی( همه چیز را به بعد واگذار کن انا تمام رنج و از دست رفتگی را حقیقت این زندگی از هم پاشیده ) هر شش ساعت یک بار به ذهن تزریق شود
۴- خاله زنک باش عزیزم روشنفکری ممنوع افکار خاص ممنوع فقط ا زهمه ی تجمل وزرقو برق واین ویلای لوکس لذت ببر درست مثل یه دختر فقیرو ندید بدید ( چون در واقع هم توز ن فقیری هستی )
۵- میتونی شکلات بخوری بدون عذاب وجدان اوهوم به تموم ادمهائیکه میون این همه باربی ژیگول از چاقیت تعجب میکنن لبخند بزن اصلا مهم نیست مهم نیست فکرتو مشغول نکن قرار نیست کسی تورو بپسنده
۶-اوه بذار شکنج نه ببخشید این اقای غریبه با حسرت از مردهائیکه با فراغ بال همراه با مترس های اکبندشان
به سفر اومدن یاد کنه بهر حال این مسئله به تو مربوط نیست چون تو قصد رقابت با کسی رونداری
۷- با تمام قوت خنگ باش اره تو اصلا حرفا ی ناراحت کننده رو نمیشنوی
۸- برای دخترت بهترین باش تو تنها همبازیش هستی
۹- خرید کن عزیزم خرید ملاحظه ی هیچ چیزو نکن شاید این بلوزها کمی تنگ باشن اما عوض خیلی خوش رنگن این قلمبه سلمبه های چزو بدن تو هستن
۱۰- متاسفم میدونم دیدن زوج های عاشق باعث شد یادت بیاد یه زن هستی اما فراموشش کن عزیزم فراموشش کن
راستی در اخرین شب سفر خواب عجیبی دیدم من کنار یک ادم ناشناس بودم کسیکه بدون اینکه بدونم کیه اما خیلی دوسش داشتم عجیب بود من چقدر واضح احسا س گرم عشق رو توی خواب حس میکردم
پی نوشت سریال ویکتوریا رو دیدم و بسی مستفیض شدیم بخصوص با ظهور جرونیمو
اگر برای اولین بار اینجا امده ای لطفا سریع منو ترک نکن... من ا زکنار گذاشته شدن متنفرم میدانم که میگویی وای باز یک زن دیگر با مشکلاتش .... بمان من از مصاحبت غریبه ها لذت میبرم .... اگر داستان شینی که دیگر من نیستم حوصله ات را سر میبرد درخانه ی مجازی من چرخی بزن اینجا و انجا در پیوند های روزانه ام نامه هایی برایت نوشته ام ....