میخوام بدونم چرا اینقدر ابلهی هوم ـ

 -.....

ـ جرا جواب نمیدی چرا تمام پنج شنبه و جمعتو صرف درست کردن سالاد ماکارونی اش رشته حلوای سه رنگ اون پیش غذای مخصوص سخت که هزار جور مخلفات داره مرصع پلو فسنجون و هزار خورده ریز دیگه کردی که چی بشه  که بگن با سلیقه ای  که بگن  ع وس خوبی هستی که این روانی بگی زنم به خانوادم احترام میذاره که چی

ـ من نمیتونم هی برم خونه یکی بخورم پس ندم حتی اگه دشمنم باشه

 ـ ااا   که اینجور پس اون مشت محکمی که شکنج حان  خواله یشکمت کرد نوش جونت گوارای  .وجود.

 

ـ شکمم درد میکنه نکنه بلائی سرم اومده باشه

 ـ به جهنم به درک

ـ خیلی خوب بابا خوب منم یه زنم دلم میهمونی میخواد رفتو امد میخواد خسته شدم از انزوا سال تا سال کسی پاشو نمیذاره خونم 

ـ حالا اینا به کنار برای چی جوابشو میدی تازگیا سرت زیادی کردی قلدر شدی زور بازوت زیاد شده بیچاره خیلی زرنگی بذار برو راهش کل کل کردن با یه دیونه که از ریختت بیزاره نیست نکنه یادت رفته تو دیگه انای ۷وو۸  سال پیش نیستی  که یه مولکول نازت خریدار داشته باشه دیگه دورو بر اقاتونو کلی عشوه ریز ترگل ورگل گرفتن میزنه ناقصت میکنه بی هیچ پشیمونی

ـ باشه باشه

 ـ باشه چی

ـ باشه دیگه میهمونی نمیگیرم دیگه با شکنج کل کل نمیکنم  ....ا ..چیه چرا نگام میکنی....باشه اگر جربزه داشتم یه راه دیگه انتخاب میکنم